نام وبلاگ

مدت ها بود که می خواستم یک وبلاگ درست کنم تا این که امشب تصمیم گرفتم این کار را عملی کنم. سخت ترین قسمت آن انتخاب اسم بود که چون می خواستم در مورد مطالب گوناگون در وبلاگم بنویسم اسم آن را چیشتی مجیور گذاشتم. برای کردها این نام نامی آشناست و فوری می دانند که چه خبر است ولی برای آنهایی که نمی دانند مطلب زیر را که ترجمه ی بخشی از کتابی به همین نام از استاد هه ژار (عبدالرحمان شرفکندی) است را می گذارم که در آن وجه تسمیه کتاب را شرح داده است . مطلب زیر را عینا" از وبلاگ "علمی ، فرهنگی ، هنری" کپی کرده ام:

"دوران کودکی من در منطقه‌ی «مکریان» رسم بود که روز عید فطر پس از برگزاری خطبه و نماز نمازگزاران پس از طلب حلالیت و روبوسی، در مجلس نشسته و صبحانه­ی عید را با یکدیگر صرف کنند. پس از پایان نماز عید از منزل هر یک از اهالی، صبحانه‌ی روز عید، با تشریفات خاص به مسجد آورده می‌شد. برای ثروتمندان پلو و زرد آلوخشکه یا آبگوشت و برای فقرا هم رشته پلو یا غذای ساده می‌آوردند. پس از آن تمام غذاها را کنار یکدیگر بر سفره گذارده و ثروتمند و فقیر، بدون توجه به نوع و کیفیت، از آن اطعمه‌ی گوناگون تناول می‌کردند. خادم مسجد نیز قابلمه‌ی خود را می‌آورد و غذاهای مانده را که به نوعی عیدی او هم بود در قابلمه می‌ریخت که آن را اصطلاحاً «چیشتی مجیور» می‌گفتند (معنای تحت اللفظی این واژه «غذای خادم» است) معجونی عجیب و غریب بود. درون قابلمه، برنج به رشته چسپیده، کشمش لهیده و تکه­های استخوان در گوشه و کنار دیده می‌شد. فکر می‌کنم داستان زندگی من هم پس از شصت و چند سال، حکایت همین«چیشتی مجیور» است."

وبلاگ من هم از هر دری سخنی خواهد بود البته بیشتر با جهت گیری فنی و مهندسی تا ببینیم چه «چیشتی مجیوری» از آب در خواهد آمد.

/ 0 نظر / 7 بازدید